کاش مي توانستيم دختر خوب سينماي ايران را از برلين بازگردانيم
شرحی از گشایش فجر ۲۷
وزير ارشاد لوح ها را به حاتمي کيا و صدرعاملي سپرد و پيام رئيس جمهور را خواند و مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم فجر به آخر رسيد.
تمامي سينمادوستان وقتي نيمه شب جمعه از سالن همايش هاي برج ميلاد بيرون مي آمدند، بر اين قول بودند که جشنواره فيلم فجر در بيست و هفتمين گام خود يکي از ضعيف ترين افتتاحيه هاي خود را سپري کرد. اين را مي شد از خروج زودهنگام برخي ها يا پچ پچ ديگري ها توي سالن حس کرد.
ساعت هنوز هفتمين دور شبانه خود را نزده بود که نم باراني که بويي از سرماي زمستاني نداشت آدم را در حرکت به سمت محل برگزاري مراسم افتتاحيه بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر همراهي مي کرد. مثل هميشه چند نفري هم زير باران بيرون از در ورودي نخست منتظر بودند تا کارتي يا مجوز ورود اضافه گير بياورند و خود را به افتتاحيه برسانند. نيم ساعت از موعد برگزاري گذشته اما نه سالن پر شده و نه پرده کنار رفته است. چهره آشناي سينمايي ها خيلي معدود به چشم مي خورد. فقط ابراهيم حاتمي کيا کنار مسعود ده نمکي نشسته است. هر دو ساکت و آرام به صحنه خالي نگاه مي کنند. کمي عقب تر حبيب رضايي با کلاه شاپوي اخيراً هميشگي اش نشسته و دوروبرش خلوت است. رسول صدرعاملي هم البته چندي بعد مي رسد. امين تارخ هم هست.
پرده بالا مي رود. دکور ساده است. دو تا ستون مستطيل شکل بلند در دوطرف صحنه. روي يکي به زبان فارسي و ديگري به زبان انگليسي لوگو و عنوان جشنواره را نوشته اند. وسط اين دو شبيه کاشيکاري هاي دوران قاجار است. تعداد اين کاشي هاي بزرگ فيروزه يي رنگ 27 تا است و روي هر کدام سال برگزاري جشنواره هاي فيلم فجر نوشته شده است. از سال 1357 تا حالا. همه چيز جز تاخير هميشگي برگزاري مراسم در ايران دارد خوب پيش مي رود. محمدرضا فروتن پشت تريبون مي آيد تا برنامه را آغاز کند. صداي دست زدن ها شروع مي شود تا پس از آن نيز سکوت نسبي حاکم شود. فروتن پيش از هرچيز سي امين سال پيروزي انقلاب 57 ايران را تبريک مي گويد تا شاه حسيني دبير جشنواره بيست و هفتم به عنوان نخستين سخنران روي صحنه بيايد. او از حضور سه نسل از فيلمسازان در جشنواره امسال مي گويد و اينکه «سيمرغ رنگين بال در آسمان فجر بال گشوده است.» او سخنان خود را با اين تک مصرع به پايان مي برد؛ «يا علي گفتيم و عشق آغاز شد.»
محمدرضا فروتن کمي ناآرام به نظر مي رسد. او از اشکالات فني پيش آمده مي گويد؛ «کليپ جشنواره آماده بود اما مشکلات فني فعلاً فرصت پخش آن را از ما گرفته است. البته کليپي هم درباره کودکان قرباني جنايات غزه به همين سرنوشت دچار است.»
معاونت سينمايي وزارت ارشاد سخنران ديگر مراسم افتتاحيه است. مطلبي که او از پيش تهيه کرده، آميخته يي از آيات قرآن کريم، شعر و نثر است؛ «بر آيين پهلواني پاي فشرديم و بر مرام اصولگرايي.» محمدرضا جعفري جلوه تبريک سي امين سال پيروزي انقلاب مردم ايران را اين گونه بيان مي کند؛ «مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو/ يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو... اکنون محصولي مبارک حاصل شده با وجود تشنگان قدرت و سودجوياني با آرزوهاي کوچک.»
برنامه بعدي سنج و دمام نوازي است. چند نفر سياه پوش با سنج و دمام از آن سوي صحنه مي آيند و از اين سو مي روند. اين شيوه عزاداري در جنوب کشور رايج است و شيوه موسيقايي اش بيشتر به بوشهري ها مي خورد.
امير بديع پسر محسن بديع از مهم ترين هاي صنعت لابراتوار در ايران، ميهمان ديگر برنامه است و در بزرگداشت پدرش شرکت کرده است. محسن بديع مبدع دستگاه صداي اپتيک در ايران است و اکنون که تنها يادش ميان ما است، تجليل مي شود. همهمه سالن بيشتر شده و اجراي سرد فروتن بر سرماي سالن افزوده است. اسم خسرو شکيبايي که مي آيد يکباره همه نگاه ها متوجه صحنه مي شود. همسر خسرو سينماي ايران روي صحنه مي آيد و با چشماني تر لوح تقدير همسرش را دريافت مي کند. کليپي که درباره زنده ياد خسرو شکيبايي پخش مي شود، روي موسيقي «بيداد» ساخته جاودانه پرويز مشکاتيان است که سکوت سالن را سنگين تر مي کند. کليپي ديگر براي معرفي هيات انتخاب آثار ارائه مي شود و صحنه براي اجراي گروه موسيقي با خوانندگي حسام الدين سراج آماده مي شود. پس از مدتي وقفه و عبور از حاشيه ها تصنيف «سلسله مو» اجرا مي شود. هر لحظه که مي گذرد بر مشکلات اجرايي اضافه مي شود. انگار نيم ساعتي آنتراکت لازم است تا مسوولان اجرايي جشنواره بر اين مشکلات فائق آيند. فروتن سعي مي کند با طنازي از خستگي حاضران بکاهد. پنداري بخشي از مشکلات حل شده چون کليپ هاي آغازين جشنواره پس از وقت استراحت اجباري حالا دارد پخش مي شود. مرشدخواني همراه با اجراي حرکت هاي نمايشي قسمتي ديگر از برنامه است. مرشد با دست به سربازپوش هاي نمايش اشاره مي کند و مي گويد؛ «قسم به جان تو مادر که مرد جنگ منم. مرد ايراني در دو جا مي ميرد؛ يا ميدان جنگ يا بستر بيماري.» انصافاً ربط دادن داستان گيو و بهرام يل به جشنواره سينمايي کار سختي است.
محمدرضا شرف الدين مدير قديمي جلوه هاي ويژه و محمود کلاري فيلمبردار نيز در جشن بزرگداشت خود حضور داشتند و لوح تقدير خود را از دست دبير جشنواره و معاونت سينمايي گرفتند. نوبت به ابراهيم حاتمي کيا رسيده است. او که بالاي صحنه مي آيد کمي فضاي برنامه عوض مي شود. خالق «آژانس شيشه يي» انگار حرف هاي زيادي براي گفتن دارد؛ «خيلي ها از من پرسيدند چرا با وجود اينکه فيلمي از من در محاق توقيف است چنين تجليلي را پذيرفتم. اما بايد بگويم که دلم براي يکي از فيلم هايم تنگ است. سال ها پيش پذيرفتم که در جشنواره اکران نشود.» حاتمي کيا شرايط «به رنگ ارغوان» خود را با فيلم «درباره الي» اصغر فرهادي مقايسه مي کند؛ «وقتي مي بينم رئيس جمهوري کشور درباره فيلمي چنين واکنشي نشان دادند، من نيز توقع دارم. من نيز 30 سال است که در سينماي کشور دارم کار مي کنم.» اشاره حاتمي کيا به دستور محمود احمدي نژاد خطاب به صفارهرندي مبني بر رفع مشکلات فيلم «درباره الي» بود.
رسول صدرعاملي کارگردان هم نفر آخر بزرگداشت هاي جشنواره بيست و هفتم است. او اين گونه سخن مي گويد؛ «بعد از جنگ رفاقت ها از ميان رفت. بايد امروز درباره دوستي ها فيلم ساخت. اما نزديک اين جشنواره که شد حس کردم دوستي ها بيشتر شده است. رئيس جمهوري با مساعدت وزير کمک کردند مشکل يک فيلم حل شود.» صدرعاملي سخنانش را با يک آرزو درباره گلشيفته فراهاني به پايان رساند؛ «انگار آقاي حاتمي کيا گفت وگوي ديشب را فراموش کردند و ذکر نکردند. کاش مي توانستيم دختر خوب سينماي ايران را از برلين بازگردانيم.»
وزير ارشاد لوح ها را به حاتمي کيا و صدرعاملي سپرد و پيام رئيس جمهور را خواند و مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم فجر به آخر رسيد.
ساعت هنوز هفتمين دور شبانه خود را نزده بود که نم باراني که بويي از سرماي زمستاني نداشت آدم را در حرکت به سمت محل برگزاري مراسم افتتاحيه بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر همراهي مي کرد. مثل هميشه چند نفري هم زير باران بيرون از در ورودي نخست منتظر بودند تا کارتي يا مجوز ورود اضافه گير بياورند و خود را به افتتاحيه برسانند. نيم ساعت از موعد برگزاري گذشته اما نه سالن پر شده و نه پرده کنار رفته است. چهره آشناي سينمايي ها خيلي معدود به چشم مي خورد. فقط ابراهيم حاتمي کيا کنار مسعود ده نمکي نشسته است. هر دو ساکت و آرام به صحنه خالي نگاه مي کنند. کمي عقب تر حبيب رضايي با کلاه شاپوي اخيراً هميشگي اش نشسته و دوروبرش خلوت است. رسول صدرعاملي هم البته چندي بعد مي رسد. امين تارخ هم هست.
پرده بالا مي رود. دکور ساده است. دو تا ستون مستطيل شکل بلند در دوطرف صحنه. روي يکي به زبان فارسي و ديگري به زبان انگليسي لوگو و عنوان جشنواره را نوشته اند. وسط اين دو شبيه کاشيکاري هاي دوران قاجار است. تعداد اين کاشي هاي بزرگ فيروزه يي رنگ 27 تا است و روي هر کدام سال برگزاري جشنواره هاي فيلم فجر نوشته شده است. از سال 1357 تا حالا. همه چيز جز تاخير هميشگي برگزاري مراسم در ايران دارد خوب پيش مي رود. محمدرضا فروتن پشت تريبون مي آيد تا برنامه را آغاز کند. صداي دست زدن ها شروع مي شود تا پس از آن نيز سکوت نسبي حاکم شود. فروتن پيش از هرچيز سي امين سال پيروزي انقلاب 57 ايران را تبريک مي گويد تا شاه حسيني دبير جشنواره بيست و هفتم به عنوان نخستين سخنران روي صحنه بيايد. او از حضور سه نسل از فيلمسازان در جشنواره امسال مي گويد و اينکه «سيمرغ رنگين بال در آسمان فجر بال گشوده است.» او سخنان خود را با اين تک مصرع به پايان مي برد؛ «يا علي گفتيم و عشق آغاز شد.»
محمدرضا فروتن کمي ناآرام به نظر مي رسد. او از اشکالات فني پيش آمده مي گويد؛ «کليپ جشنواره آماده بود اما مشکلات فني فعلاً فرصت پخش آن را از ما گرفته است. البته کليپي هم درباره کودکان قرباني جنايات غزه به همين سرنوشت دچار است.»
معاونت سينمايي وزارت ارشاد سخنران ديگر مراسم افتتاحيه است. مطلبي که او از پيش تهيه کرده، آميخته يي از آيات قرآن کريم، شعر و نثر است؛ «بر آيين پهلواني پاي فشرديم و بر مرام اصولگرايي.» محمدرضا جعفري جلوه تبريک سي امين سال پيروزي انقلاب مردم ايران را اين گونه بيان مي کند؛ «مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو/ يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو... اکنون محصولي مبارک حاصل شده با وجود تشنگان قدرت و سودجوياني با آرزوهاي کوچک.»
برنامه بعدي سنج و دمام نوازي است. چند نفر سياه پوش با سنج و دمام از آن سوي صحنه مي آيند و از اين سو مي روند. اين شيوه عزاداري در جنوب کشور رايج است و شيوه موسيقايي اش بيشتر به بوشهري ها مي خورد.
امير بديع پسر محسن بديع از مهم ترين هاي صنعت لابراتوار در ايران، ميهمان ديگر برنامه است و در بزرگداشت پدرش شرکت کرده است. محسن بديع مبدع دستگاه صداي اپتيک در ايران است و اکنون که تنها يادش ميان ما است، تجليل مي شود. همهمه سالن بيشتر شده و اجراي سرد فروتن بر سرماي سالن افزوده است. اسم خسرو شکيبايي که مي آيد يکباره همه نگاه ها متوجه صحنه مي شود. همسر خسرو سينماي ايران روي صحنه مي آيد و با چشماني تر لوح تقدير همسرش را دريافت مي کند. کليپي که درباره زنده ياد خسرو شکيبايي پخش مي شود، روي موسيقي «بيداد» ساخته جاودانه پرويز مشکاتيان است که سکوت سالن را سنگين تر مي کند. کليپي ديگر براي معرفي هيات انتخاب آثار ارائه مي شود و صحنه براي اجراي گروه موسيقي با خوانندگي حسام الدين سراج آماده مي شود. پس از مدتي وقفه و عبور از حاشيه ها تصنيف «سلسله مو» اجرا مي شود. هر لحظه که مي گذرد بر مشکلات اجرايي اضافه مي شود. انگار نيم ساعتي آنتراکت لازم است تا مسوولان اجرايي جشنواره بر اين مشکلات فائق آيند. فروتن سعي مي کند با طنازي از خستگي حاضران بکاهد. پنداري بخشي از مشکلات حل شده چون کليپ هاي آغازين جشنواره پس از وقت استراحت اجباري حالا دارد پخش مي شود. مرشدخواني همراه با اجراي حرکت هاي نمايشي قسمتي ديگر از برنامه است. مرشد با دست به سربازپوش هاي نمايش اشاره مي کند و مي گويد؛ «قسم به جان تو مادر که مرد جنگ منم. مرد ايراني در دو جا مي ميرد؛ يا ميدان جنگ يا بستر بيماري.» انصافاً ربط دادن داستان گيو و بهرام يل به جشنواره سينمايي کار سختي است.
محمدرضا شرف الدين مدير قديمي جلوه هاي ويژه و محمود کلاري فيلمبردار نيز در جشن بزرگداشت خود حضور داشتند و لوح تقدير خود را از دست دبير جشنواره و معاونت سينمايي گرفتند. نوبت به ابراهيم حاتمي کيا رسيده است. او که بالاي صحنه مي آيد کمي فضاي برنامه عوض مي شود. خالق «آژانس شيشه يي» انگار حرف هاي زيادي براي گفتن دارد؛ «خيلي ها از من پرسيدند چرا با وجود اينکه فيلمي از من در محاق توقيف است چنين تجليلي را پذيرفتم. اما بايد بگويم که دلم براي يکي از فيلم هايم تنگ است. سال ها پيش پذيرفتم که در جشنواره اکران نشود.» حاتمي کيا شرايط «به رنگ ارغوان» خود را با فيلم «درباره الي» اصغر فرهادي مقايسه مي کند؛ «وقتي مي بينم رئيس جمهوري کشور درباره فيلمي چنين واکنشي نشان دادند، من نيز توقع دارم. من نيز 30 سال است که در سينماي کشور دارم کار مي کنم.» اشاره حاتمي کيا به دستور محمود احمدي نژاد خطاب به صفارهرندي مبني بر رفع مشکلات فيلم «درباره الي» بود.
رسول صدرعاملي کارگردان هم نفر آخر بزرگداشت هاي جشنواره بيست و هفتم است. او اين گونه سخن مي گويد؛ «بعد از جنگ رفاقت ها از ميان رفت. بايد امروز درباره دوستي ها فيلم ساخت. اما نزديک اين جشنواره که شد حس کردم دوستي ها بيشتر شده است. رئيس جمهوري با مساعدت وزير کمک کردند مشکل يک فيلم حل شود.» صدرعاملي سخنانش را با يک آرزو درباره گلشيفته فراهاني به پايان رساند؛ «انگار آقاي حاتمي کيا گفت وگوي ديشب را فراموش کردند و ذکر نکردند. کاش مي توانستيم دختر خوب سينماي ايران را از برلين بازگردانيم.»
وزير ارشاد لوح ها را به حاتمي کيا و صدرعاملي سپرد و پيام رئيس جمهور را خواند و مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم فجر به آخر رسيد.
ايمان پاک نهاد
*************************
جدیدترین فیلم اضافه شده به بخش مسابقه جشنواره فجر
وزیر ارشاد را چه کسی ارشاد خواهد کرد
یا
وزیر کجایی؟؟
یا
وزیرک
ساخته ای تحسین برانگیز از دکتر محمود احمدی نژاد
بهترین فیلم جشنواره ۲۷
بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد و زن و کودک
محصول ۱۳۸۷
************************************
در مملکتی که هنوز شور انقلابی (!!) و فضولی های کودکانه وزیر ارشاد (!!) حکم فرمایی میکند همان بهتر که بگذارند و بروند...
نوشته شده توسط: در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 10:29 | +

