تبليغاتX
محمود احمدی نژاد

سنتوری از یاد همه رفت

***********

از این دنیا رفته‌ام. كنار چند روح ديگر نشسته ام. از تلويزيون كوچكي، براي منتظران، فيلم سنتوري پخش مي شود.

***********

داستانکی به یاد "سنتوری" / دارم می میرم و یک آرزو بیشتر ندارم

سینمای ما - مهیار ابراهیمی وفا: دكترها گفته اند سرطان دارم. قطع اميد كرده اند. گفتند اين چند ماه آخر را بهتر است خوش بگذرانم. هرچه خواستم بخورم و هرجا مي خواهم بروم. البته سفرهاي طولاني و خسته كننده ممكن است برايم خطر داشته باشد. اما عيب ندارد. شايد ديگر فرصتي نباشد. ديروز دكتر ازم مي پرسيد كه چه آرزويي دارم. جايي هست كه بخواهم ببينم و كاري هست كه بخواهم بكنم؟ گفتم كه "درحال حاضر يك آرزو دارم. اينكه فيلم سنتوري را ببينم". پرسيدم "آيا تا مرداد زنده مي مانم؟" دكتر گفت "حتما!"
***
بالاخره مجبور شدند صداي محسن چاوشي را حذف كنند. به جاي او خود رادان ترانه ها را خوانده است. مي گويند با كامپيوتر صداي او را به صداي چاوشي نزديك كرده اند. خدا را شكر كه به هرحال مشكل فيلم حل شد. خوشحالم. برايم چندان مهم نيست كه چه كسي ترانه ها را مي خواند. فقط دلم مي خواهد خود فيلم را ببينم.
***
تا دو سه روز آينده فيلم اكران مي شود. در پوست نمي گنجم. دكترها مي گويند سرطان پيشرفت كرده. اما خودم چنين حسي ندارم. خيلي بهترم. شب و روز خواب سنتوري مي بينم و در خيالم تصاوير فيلم را كه در كليپ هاي پشت صحنه آن ديده ام، دوره مي كنم. به هركس كه مي بينم مژده اكران سنتوري را مي دهم. دوستانم كه تبليغات سنتوري را در شهر ديده اند، با تماس و پيام، به من تبريك مي گويند. حال خوبي دارم.
***
بالاخره اتفاقي كه از آن مي ترسيدم افتاد. اما دلم روشن است. حتما مشكل حل مي شود. سنتوري پروانه نمايش دارد. مي گويند شايد عيد فطر نمايش داده مي شود.

برای خواندن ادامه داستانک به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط: در شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 19:19 | + |