تا کی به انتظار قیامت توان نشستن برخیز تا هزار قیامت به پا کنی

تا کی به انتظار قیامت توان نشستن برخیز تا هزار قیامت به پا کنی
زاحمد تا احد یک میم فرق است جهانی اندر آن میم غرق است
******************************************************************
زندگي جاده اي است يك طرفه، كه آخرش نوشته: دور زدن ممنوع!
شعر من حرف من است حرف من خستگی سینه پر درد من است شعر من حرف دلی است که در آن چشمه جوشان محبت جاریست این شعر دلی است که در آن شاخه افسرده غمگین خاطر چشم بهاری دارد
**************
رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند
همدلي كو ؟ تا شوم همراه او، سر نهم هر جاكه خاطرخواه او ! شايد از اين تيرگي ها بگذريم . ره به سوي روشنائي ها بريم . مي روم، شايد كسي پيدا شود، بي تو، كي اين قطره دل، دريا شود؟
هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است برای آنکه خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت پیام است....
دستان تو توانايي آن را دارد ؛ - كه مرا، زندگاني بخشد . چشمهاي تو به من مي بخشد شور عشق و مستي و تو چون مصرع شعري زيبا، سطر برجسته اي از زندگاني من هستي....
حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند....
الهی! کریما گرفتار آن دردم که تو درمان آنی و بنده آن ثنایم که تو سزای آنی من در تو چه دانم تو دانی، تو آنی که گفتی من آنم،آنی
میم مثل ملاقلی پور
میم مثل مرگ ...!
چهل روز گذشت چهل روز گذشت
از خاک در آمدیم و بر باد شدیم
خبر بسی تکان دهنده بود
ناگهانی بود
آری حاج رسول سینما هم رفت ...

و باز هم سوگی دیگر
رسول ملاقلی پور کارگردان آثاری همچون سفر به چزابه ، مزرعه پدری ، میم مثل مادر و ...
صبح روز سه شنبه ۱۵ اسفندماه بر اثر سکته قلبی درگذشت.
شاید زمانی که روی صندلیهای سینما نشسته بودیم و برای غصه های << سپیده >> و << علی>>
اشک میریختیم فکر این را نمیکردیم که تا چند ماه دیگر رسول دیگر بین ما نیست.
ملاقلی پور رفت
اما سینمای او همیشه باقی خواهد ماند ، سینمایی که از ته دل برمی آمد
بدین خاطر وی موافقان و مخالفان بسیاری داشت ، اما امروز او دیگر در این دنیا نیست
و آثارش را با نگاهی دیگر مینگریم.
سخن را با یک نامه به پایان میبرم ، اما پس از آن آهی دیگر میکشم که سینمای ما
داغی دیگر را بر پیشانی خود میبیند ...
افسوس ...
شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش
ما را برای سوز و گداز آفریده اند

گلشیفته فراهانی و میم مثل مادر
گلشیفته فراهانی بازی در فیلم میم مثل مادر را به لحاظ بازیگری یک فیلم درخشان در کارنامه هنری اش می داند و معتقد است ، در این فیلم توانایی هایش را بهتر شناخته است. (رجوع کنید به ادامه مطلب)
ادامه مطلب
گزارشی از پشت صحنه میم مثل مادر
آن قدر باران ميبارد كه فراموش ميكني ارديبهشت است. صداي بوق ماشينها كه در ترافيك مركز تهران گرفتار شدهاند سرسامآور است. اما در كوچه پس كوچههاي شهر، تنها صداي ريزش باران به گوش ميرسد و قدمهاي تند عابران. (رجوع کنید به ادامه مطلب)
ادامه مطلب
....گلی را بهتر بشناسیم....
گلشيفته فراهانی اولين حضورش در سينما با درخت گلابی بود. وقتی قرار شد داستان گلی ترقی توسط داريوش مهرجويی ساخته شود، محمدرضا شريفی نيا كه همكار شقايق فراهانی بود عكس های گلشيفته را نزد مهرجويی برد و مهرجويی طی چند تست، فراهانی را برای نقش «ميم» درخت گلابی برگزيد.
ادامه مطلب


